خرید بک لینک
رفتی سه روز یا سه ماه یا سه ساله واسه منِ عاشق که فرقی نداره تو گفتی که رفتن فقط این یه باره برگرد تموم خونم بی تو تیره ست و تاره دوباره... دوباره.... منم خونه نشین چشم خستم به راهه ای کاش که بارون دوباره بباره...بباره سرده... تو نیستی و یخ کرده قلبم چه ساده ای کاش بودی و میخوندم شعر الهه آآآآآی ای

برچسب: نویسنده: مهسا شریعتی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 1:28

دوباره دلم بیقراره دل عاشق صاف و ساده دل تنگ که آروم نداره شب و روز دلش پیش یاره خدایا چرا این دل من تو دریای غم ساحل نداره لالایی بخون تا بخوابه لالا لا لالا این دل من بخوابه بخوابه بخوابه تنهایی توی این شب سرد منو لحظه ای آروم نذاره ای کاش.فقط یک ساعت کم بخوابه بخوابه بخوابه خدا ای کاش بارون بباره

برچسب: نویسنده: مهسا شریعتی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 1:28

باران که میبارد

دلم میریزد.

به یاد تمام خیابان هایی که زیر باران با هم قدم زدیم.

حال نه تویی و نه من

کجا با که قدم خواهی زد؟

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر ۱۳۹۵ساعت 2:14 توسط محمد مسعود شعبانی |

برچسب: نویسنده: مهسا شریعتی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 1:28

سالهای سال است

هر وقت که از زندگی روزمره ام سیر میشوم

به سراغ صندوقچه ی آرزوهایم میروم

گاه گاهی آرزویی به آن اضافه میکنم

تمام آرزوها رسیدنی نیستند

تاریخی برای انقضا دارند.

از بوی گند و فاسد شده ی آرزوها خسته ام.

آرزوهای کوچکی که همیشه آرزو ماندند

فاسد شدند. عقده شدند.

بالاخره یک روز...

صندوقم را میدارم برای همیشه میروم.

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر ۱۳۹۵ساعت 2:17 توسط محمد مسعود شعبانی |

برچسب: نویسنده: مهسا شریعتی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 1:28

من... یه آدم بد.پرت

از پیش همه آدما رفتم

یجای دوری که هیشکی نیس

گاهی وقتا از اشک چشما میشه خیس

دور ریختنم دور ریختمشون

رو این زخما گاهی درد میکنه سو..سو

اعصاب خط خطی دستا کثیف از بستنی

نخوردم ولی منطورم اینه از بچگی

رفت...یه کلاه گشاد سرم

چشام ندید و منو دار زدن...

ولی بازم ا همه ی اینا پاک ترم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۵ساعت 10:17 توسط محمد مسعود شعبانی |

برچسب: نویسنده: مهسا شریعتی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 1:28

یلدا باشد

تو باشی و من

دو فنجان قهوه ی تلخ و...

این همه تنهایی

یک فنجان که میماند و سرد میشود

و من...

ناگهان بخاطر می آورم که مدتهاست

نیستی.

این یلدا باز کجایی؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر ۱۳۹۵ساعت 17:45 توسط محمد مسعود شعبانی |

برچسب: نویسنده: مهسا شریعتی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 1:28

دلت نمیگیره؟

گاهی دلم برای خدا میسوزه اینهمه آدم...اینهمه آرزو اینهمه قلب شکسته اینهمه حسرت و آرزوهای نافرجام اینهمه آدمایی که بهش شکایت میکنن اینهمه آدمای خوب که هر روز شاهد بدبختیاشونه اینهمه زندگیای که رو هواس. اینهمه قلب شکسته اینهمه قلب شکسته اینهمه قلب شکسته... خدایا دلت نمیگیره؟؟؟

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵ساعت 13:14 توسط محمد مسعود شعبانی |

برچسب: نویسنده: مهسا شریعتی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 1:28

دم دمای غروب

وقتی تنهایی ممکنه.دم دمای غروب.
لباساتو بپوشی.
شیک و پیک کنی.
احساس میکنی با یکی قرار داری.
ولی وقتی پاتو از خونه میذاری بیرون
به خودت میگی با کی کجا؟

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵ساعت 13:16 توسط محمد مسعود شعبانی |

برچسب: نویسنده: مهسا شریعتی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 1:28

صفحه بندی